السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

243

تفسير الميزان ( فارسي )

آيات ، آيات تكوينى است ، نه آيات قرآنى ، و به همين جهت مرحوم طبرسى بعد از نقل اين قول گفته : فرق بين حديث به معناى قرآن و بين آيات اين است كه حديث عبارت است از داستانهاى عبرتآموزى كه بين حق از باطل جدايى مىافكند ، و آيات عبارت است از ادله اى كه بين صحيح و فاسد جدايى مىاندازد « 1 » . و از بين اين دو قول ، قول اول لطيفتر است . * ( « وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ » ) * « ويل » به معناى هلاكت ، و « افاك » مبالغه از « افك » است كه به معناى دروغ است . و كلمه « أثيم » مشتق از « اثم » است كه به معناى گناه و نافرمانى است ، و معناى آيه اين است كه هلاكت و مرگ بر هر دروغگوى گناهكار . * ( « يَسْمَعُ آياتِ اللَّه تُتْلى عَلَيْه ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها . . . » ) * اين جمله صفت هر افاك اثيم است . و كلمه « ثم » تاخر رتبى را مىرساند ، و معناى استبعاد را مىفهماند . و كلمه « يصر » مضارع از « اصرار » است كه به معناى ملازمت و دست برنداشتن از فعلى است . و معناى جمله اين است كه : افاك اثيم آيات خدا را - كه همان آيات قرآنى است - مىشنود كه برايش مىخوانند ، و باز هم از كفر خود دست برنداشته ، هم چنان در برابر حق مقاومت و گردنكشى مىكند ، و در مقابل آن خاضع نمىگردد ، مثل اينكه اصلا اين آيات را نشنيده ، پس تو او را به عذابى دردناك بشارت بده . * ( « وَإِذا عَلِمَ مِنْ آياتِنا شَيْئاً اتَّخَذَها هُزُواً . . . » ) * از ظاهر سياق برمىآيد كه ضمير « اتخذها » به آيات برمىگردد ، و كلمه « هزوا » هم مربوط به همه آيات است ، نه آنچه كه بدان عالم شده ، چون اگر متعلق و مربوط به خصوص آن آيات بود ، بايد مىفرمود « اتخذه » و اينكه ضمير مؤنث آورده ، خود كمال جهل آن افاك اثيم را مىرساند ، و معنايش اين مىشود : اين افاك اثيم و اين مصر و مستكبر چون به بعضى از آيات ما عالم مىشود ، همه آنها را استهزاء مىكند . * ( « أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ » ) * - چنين كسانى عذابى مهين دارند ، يعنى عذابى ذليل كننده . و اگر عذاب را به اين صفت توصيف فرمود ، براى اين است كه در مقابل استكبار و خودپرستى آنان و استهزاءشان قرار گيرد . و اشاره به « اولئك » كه مخصوص جماعت است ،

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 73 .